مهندسی شیمی

 آيا مي دانيد مهندسي شيمي چه زمينه هايي را شامل مي شود؟ آيا مي دانيد چرا اين رشته به وچود آمد؟ آيا مي دانيد فرق مهندس شيمي با يك شيميست چيست؟ آيا مي دانيد اولين فارغ التحصيل اين رشته چه كسي بود؟ و ... جواب اين سوالات را در اين صفحه مي توانيد پيدا كنيد.

 

همه مهندسين در زندگي خود لحظه هايي را به ياد دارند كه سعي كرده اند شغل خود را براي يك دوست و يا فاميل شرح دهند. اين تجربه براي همگي آن ها به خصوص مهندسين شيمي دردناك بوده است.اين موضوع از آنجا ناشي مي شود كه مردم اغلب درك درستي از مهندسي ندارند به خصوص رشته مهندسي شيمي كه تفاوت زيادي بين معناي ظاهري و مفهوم باطني آن وجود دارد. لغت مهندس شيمي (Chemical Engineer)، در ظاهر معاني زير را به ذهن متبادر مي سازد:

  • شيميداني كه مي‌خواهد كلاس بگذارد!!

  • يك شيميدان خيلي خوب!!

  • يكي از گرايش هاي رشته شيمي!!

  • شيميداني كه دستگاه مي سازد!

  • شيميداني كه به جاي آزمايشگاه در كارگاه كار ميكند!

در حالي كه يك مهندس شيمي قبل از آن كه يك شيميدان باشد يك مهندس است! مهندسي كه كمي شيمي مي‌داند. مهندسي كه كشفيات آزمايشگاهي شيميدان ها را تا توليد در مقياس صنعتي توسعه مي دهد. مهندسي كه فرايند طراحي مي كند. مهندسي كه تجهيزات براي فرايندهاي شيميايي، بيولوژيكي و زيست محيطي طراحي مي كند. به عبارت ديگر مهندسي شيمي يكي از رشته هاي مهندسي است نه يكي از گرايش هاي رشته شيمي.

تقريبا هر چيزي را كه شما در زندگي روزمره به كار مي‌بريد (اعم از پلاستيك، فلز، پارچه، كاغذ، غذا، لوازم آرايش، دارو و ...) به كمك مهندسين شيمي ساخته مي شود.

اين حرفه طيف وسيعي از فعاليت ها را در بر مي‌گيرد. به اين دليل نمي توان اين رشته را به صورت عمومي در يك يا چند جمله به طور كامل تعريف كرد. زيرا با هر جمله اي كه اين رشته تعريف شود طيف وسيعي از قابليت هاي مهندسين شيمي ناگفته مي ماند. در ضمن با گذشت زمان و به وجود آمدن جنبه هاي تازه قابليت هاي مهندسين شيمي اين تعريف براي هميشه كامل نخواهدماند. چندين سال پيش انجمن مهندسين شيمي امريكا تعريف زير را براي مهندسي شيمي مرتكب شد!

تعريف رسمي انجمن مهندسي شيمي آمريكا (AIChE)

كاربرد اصول علوم فيزيكي همراه با مباني اقتصادي و روابط انساني در زمينه هايي كه مستقيما به فرايندها و دستگاه هايي كه در آنها ماده به منظور تغييري در حالت يا مقدار انرژي و يا تركيبش تحت عمل قرار گرفته باشد.

مطمئنا چيزي از اين كلمات دستگيرتان نشد. چند بار ديگر بخوانيد شايد چيزي عايدتان شود.(البته به شرط آنكه خودتان مهندس شيمي باشيد!) ولي توصيه مي شود از اين تعاريف خشك و رسمي در جواب به كسي كه از شما در مورد مهندسي شيمي سوال مي كند دوري كنيد!! مثلا مي توان از تعريف زير استفاده كرد:

طراحي فرايند براي صنايع شيميايي، جهت تبديل مواد اوليه به فرآورده هاي با ارزش افزوده

دروس مهندسي شيمي

حدود 35 تا 45% از دروس مهندسي شيمي با بقيه رشته هاي مهندسي يكسان است. (15% دروس عمومي، 20% دروس پايه (رياضي فيزيك)، 10% دروس مهندسي عمومي). 15% از دروس مهندسي شيمي مربوط به دانشكده شيمي است. 405 از دروس مهندسي شيمي مربوط به دروس اصلي (25%) و اختياري مربوط به گرايش (15%) است.

دروس اصلي اين رشته عبارتند از :

موازنه ماده و انرژي، ترموديناميك، مكانيك سيالات، انتقال حرارت، انتقال جرم، سينتيك و طراحي راكتور، كاربرد رياضيات در مهندسي شيمي، كنترل فرآيندها، عمليات واحد، طرح و اقتصاد مهندسي

 

گرايش هاي مهندسي شيمي:

در مقطع كارشناسي داراي 8 گرايش زير مي باشد:

  1. پالايش: دانش تبديل نفت خام به فرآورده هاي نفتي.

  2. پتروشيمي: دانش تبديل شاخه اي از فراورده هاي نفتي به فرآورده هاي غير نفتي (پليمرهاي خام و محصولات پتروشيمي)

  3. پليمر: دانش تبديل پليمرهاي خام (PVC,PP,PE) به پليمرهاي صنعتي (لاستيك، چسب، رنگ و ...)

  4. صنايع گاز: دانش تبديل گاز طبيعي به گاز قابل مصرف (شامل عمليات استخراج، پالايش، انتقال و ...) (با توجه به منابع غني گاز در ايران و رتبه دوم ايران در جهان از اين حيث، آينده اين گرايش بسيار درخشان خواهد بود)

  5. صنايع شيميايي معدني: دانش تبديل مواد شيميايي استخراج شده از معدن به محصولات شيميايي معدني (گچ، سيمان، كاشي، اسيدها و بازها، گازهاي صنعتي و ... )

  6. صنايع غذايي: دانش تبديل مواد غذايي به محصولات غذايي مغذي‌تر و با طعم بهتر.

  7. طراحي فرايندهاي صنعت نفت: همانطور كه از نام آن مشخص است در دروس اختصاصي و اختياري اين گرايش بايد مسائل مربوط به صنايع نفت مطرح شود.

  8. بهره برداري: اين گرايش را مي توان رشته اي مستقل دانست و شامل دروسي مانند اكتشاف نفت، حفاري، مخازن هيروكربني و ... است

معرفی رشته ی گفتاردرمانی



گفتاردرماني يكي از مجموعه هاي پيراپزشكي واز رشته هاي توانبخشي است .رشته گفتاردرماني به بررسی اختلالات گفتاري مي پردازد . يعني درابتدا درمانگر نوع اختلال رابا توجه به علائم و تستهاي مختلفي كه انجام مي دهد تشخيص داده وبا توجه به شدت ونوع اختلال، برنامه درماني راطرح ریزی می نماید

 



انواع اختلالات گفتارزبان

انواع اختلالات گفتاروزبان عبارتند از:

1-تاخير درگفتاروزبان 2- اختلالات رواني گفتار3- اختلالات صوت 4- اختلالات زباني 5- اختلالات تشديدي 6- اختلالات توليدي

 




1-تاخير در گفتاروزبان delayed speech and language

افرادي داراي اين مشكل هستند كه به دلايل مختلف ازقبيل ناشنوايي- عقب ماندگي ذهني – فلج مغزي ديرتر از حد طبيعي شروع به صحبت مي كنند و گفتاروزبانشان درحدسنشان نمي باشد



2-اختلالات رواني گفتارfluency disorder

افراداي كه لكنت زبان وپريده گويي دارند جزءاين گروه هستند

 لكنت زبان(stuttering ) زماني اتفاقي مي افتد كه درروند طبيعي گفتاروقفه هاي غير طبيعي وناگهاني بواسطه تكرار صداها هجا ها كشيده گويي :طولاني ادا كردن صدا ها – كلمات وهجا ميا نپراني :گير:قفل ورفتارها ي وابسته ايجاد مي شود.
 بريده گويي ( cluttering ) :زماني اتفاق مي افتد كه ميزان تكلم دچاراشكال شود و گفتارفرد بيش از حد سريع باشد وفرد در گفتاراز گفتن برخي از اصطلاحات صرفنظركند



3-اختلالات صوتيvoice disorder

زماني اختلال صوتي وجود دارد كه كيفيت ؛زيروبمي ؛ بلندي و انعطاف پذيري صوت فردي متفاوت ازصوت افراد؛ جنس؛ سن؛ گروه وفرهنگ مشابه وي باشد . وجود ياعدم وجوداختلال صوت وميزان آن نسبت به قضاوت شنونده متفاوت است.بنابراين كودكان ؛ والدين ؛ بزرگسالان و آسيب شناسان گفتار و زبان اختلال يا عدم اختلال را بر طبق نيازها و زمينه خود تعيين مي كنند .

اختلالات صوتي را ميتوان به صور گوناگون طبقه بندي كرد. برخي براساس سبب شناسي؛ برخي براساس ادراكي وتعدادی دیگر براساس جنبش شناسي تقسيم مي كنند.

 در طبقه بندي براساس سبب شناسي؛ اختلالات صوتي را ميتوان به دو دسته 1- عضوي: كه شامل بد آوايي و بي آوايي بدليل ضايعات بافتي يا بيماريهاي عصبي شناخت. 2- روانزاد: كه شامل صوت ناهنجار در اثر سايكو نوروز ؛ اختلالات شخصيتي يا الگوي هاي نادرست تقسيم كرد .

 در طبقه بندي براساس ديدگاه ادراكي اختلال دريك يا تعدادي از مؤلفه ها ي صوت شامل زيروبمي بلندي وكيفيت وجوددارد.

 درطبقه بندي جنبش شناسي به دوبخش عمده پركاري وکم کاری صوتي تقسيم مي شود علائم اختلالات صوت شامل مواردزيراست

1-گرفتگي صوت 2- نفس آلودگي صدا 3- خستگي صوتي 4- كاهش دامنه آواسازي

5- بي صدا 6- قطع زيروبمي ياصدای زيرنامناسب 7- آواسازي توام باتلاش وكوشش 8 - لرزش



4-اختلالات زبانيlanguage disorder

ازجمله اختلالات زباني آفازي است .آفازي درسه فراينددرك زبان فرمول بندي زبان و يا هر دواختلال بوجود مي آيد.

آفازي دراثر آسيب به مناطق مختلف مغزي درنيمكره چپ به علل مختلف مانند تصادف سكته مغزي تروما وغیره بوجود مي آيد آفازي براساس منطقه اي كه آسيب ديده تقسيم بندي شده است وشامل انواع زيراست

1- آفازي ورنيكه 2- آفازي بروكا 3- آفازي انتقالي 4- آفازي ترانس كورتيكال حسي5- آفازي گلوبال 6- آفازي ترنس كوتيكال حركتي

وبراساس نوع آفازي ممكن است علائم زير ديده شود. پارافازيا - اختلال تكرار - اختلال درخو ندان ونوشتن – اختلال دردرك وبيان - اختلال درناميدن



5-اختلالات تشديدresonance disorder

تشديد زير مجموعه كيفيت صوت است در اختلالات تشديد دراثر اختلال در عمكرددريچه كامي- حلقي به علل مختلف فرايند تشديد به درستي انجام نمي شود دو به عبارت ديگر توازن خيشومي – دهاني بهم خورده است.انواع اختلالات تشديدعبارتند از1- خيشومي شدگي بيش ازحد : تشديدبیش ازحد هوا درحفره بيني كه ممكن است همراه با خروج هوا ازبيني باشد يا نباشد.دراين حالت ممكن است براي جلوگيري از خروج هوا درپرده هاي بیني حركات انقباضي ديده شود.2- خيشومي کمتراز حد :تشديد صداهاي خيشومي درحفره بيني يا صورت نميگيرد يا بسيار كم است .3- مختلط: به علت اتصال حفره هاي بیني وانسداد درقسمت خلف يا قدام بیني هردوحالت خيشوم شدگي وجوددارد.



6-اختلالات توليدي Articulation disorder

اختلالات توليدي مشخصا ً بيش از هر نوع عارضه گفتاري وقت وتوجه آسيب شناسان گفتار را به خود مشغول ميكند و تقريبا 80 درصد موارد اختلالات گفتاري را تشكيل ميدهد. اينگونه افراد درتوليدو بيان همخوانهاو واكه ها مشكل دارندوبه صورت هاي زير بيان می شوند

1- حذف :يعني يكي ازهم خوانها را حذف ميكنند.(مثلآخ به خط ) 2 - خرابگويي : دراين نوع خطا گوينده به جاي واج هدف يك صدا ي غيرمشخص توليدمی نمايد. 3 - اضافي دراين حالت يك صدا يا هجا ی نابجا را وارد واژه يا هجاي اصلي مينمايد(قوه ري به جاي قوري)4- جانشيني : دراين گونه خطاها گويند يك واج استاندارد به غلط جانشین واج هدف ميكند (مثلا يوزبه جاي روز)

اختلالات توليدي به علتهاي زير ممكن است بوجود آيد

 علل كاركردي: يعني براثر توانيهاي حسي بوجود ميآيد

 علل محيطی

 علل عضوي :مثل عقب ماندگي- ناشنوايي -اختلات عصبي - عضلاني


سیستم موثر یا عمل کننده گفتاری :

 عضو محیطی موثر گفتاری مسئول رسیدگی به مکانیزم های تنفسی - آواسازی - تشدیدی و تولیدی  یا تلفظی است . عضو محیطی مسئول تدارک جریان هوای گفتاری تولید و تغییر تن حنجره ای و ایجاد اصوات اضافی گفتار است فرمول بندی - کیفیت -  ساختار نهایی و روند انتقال گفتار تماما بستگی به صحت عمل سیستم موثر گفتاری دارند . الیاف و مراکز عصبی مربوطه مسئول انتقال فرامین حرکتی مناسب به عضو محیطی به منظور خلق گفتار است که در بخش وابران منتقل کننده گفتاری به شرح آنها پرداختیم . و اینک عضو محیطی عمل کننده گفتاری را مختصرا شرح می دهیم .

1- عمل کننده گفتاری تنفسی :

 این بخش مسئول ایجاد و تنظیم حجم هوای تنفسی و ریتم آن در خلال پروسه گفتار است و شامل قسمتهای زیر است :

الف - گذرگاه یا لوله تشکیل شده از حفرات دهان - بینی - حلق - حنجره - نایژگها و درآخر خانه های  ششی ریتن می باشد.

ب - قالب استخوانی  شامل استخوان بندی سرو صورت - سینوسها - قفسه صدری - کمربند - شانه و لگن است .

ج - عضلات تنفسی متشکل از عضلات دمی و بازدمی و عضلات پوسچرال که در یک وضعیت متناسب حالت آئرودینامیک قفسه صدری را جهت آسان شدن حرکت مجموعه گنبد توراکس در فضا حفظ می نمایند .

الگوی صحیح تنفس :

 الگوی تنفس درست در عمل دم با انقباض عضلات سینه و اتساع عضلات شکم همراه بوده و در عمل بازدم عکس آن می باشد . سیستم تنفسی حداقل دو نوع هوا ایجاد می کند یکی هوای نباتی یا حیاتی دیگری هوای گفتاری است . تنفس نباتی در کودکان زیر شش ماهه بیشتر از راه بینی انجام می شود و یک الگوی دیافراگمی شکمی است سیکل آن سطحی و تواتر آن بالاتر است پس از شش ماهگی الگوی پیچیده تری پیدا می کند سیکل آن عمیق تر شده و تواتر آن آرامتر است در ضمن دیافراگم و قفسه صدری در ایجاد آن دخالت بیشتری دارند . در این تغییر الگوی تنفسی که از حالت نباتی به گفتاری و یا از وضعیت شکمی به سینه ای و همچنین جریان هوا از بینی به جریان آن از دهان و از سطحی و سریعتر به عمقی و کندتر مبدل می شود حتما کنترل و نگهداری عصبی یا مغزی لازم است . بیشتر جوابهای مربوط به فعالیتهای تنفس هنگام گفتار توسط سیستم احشایی - تشکیلات مشبک واقع در ناحیه بصل النخاع صورت می گیرد . به این ترتیب که فعالیتهای دمی مربوط می شود به هسته مشبکی دیو سلول و فعالیت بازدمی به هسته پاروی سلولار سیستم احشایی اختصاص پیدا می کند . در ضمن گفته می شود که در هر مرحله دم در موقع گفتار فرمان حرکتی که برای عضلات دمی بازدمی سیگنالهایی جهت شل شدن دریافت دارند .

 تطابق تنفسی در گفتار :

 یکی از مختصات ویژه دستگاه تنفس این است که در این سیستم بخوبی قادر است تا پروسه گفتار را تحمل نماید . در هنگام تنفس آرام ( نباتی ) مدت زمان دم اندکی کمتر از زمانی است که برای بازدم صرف می شود . ضمنا در زمان استراحت تنفس سطحی کمتر از زمانی است که برای بازدم صرف می شود . در ضمن در زمان استراحت تنفس سطحی  اما سریعتر است . همچنین کار مکانیکی ابتدا توسط عضلات دم انجام می پذیرد . یکی از مهمترین عامل اساسی  ومحرک سیستم اعصاب که سوییچ تنظیم تنفس را به کار می اندازد جمع شدن میزان co2 در خون است که مرکز دم در بصل النخاع را تحریک می کند سپس با افزایش مجددco2  مرکز بازدم فعال شده و به طور رفلکی فعالیت مرکز دمی را مهار می کند . هوای موجود در ریه ها بدو طریق می تواند خارج شود یا توسط انقباض فعالیت عضلات بازدمی یا به دلیل رها شدن یا انبساط ساده عضلات دمی  و خاصیت بازگشتی الاستیکی قفسه صدری .

به علت پایین آمدن میزانco2   هنگام بازدم سطح اسید وز نیز کاسته شده و مجدد با افزایش تجمع co2  سیستم دم زدن فعال می شود و این سیکل همچنان ادامه دارد .

در هنگام صحبت کردن فعالیت تنفسی یک پاسخ ساده به تحریکات داخلی - به طور مثال نیاز متابولیک بدن نیست بلکه بیشتر یک فعالیتی است از روی عادت که به علت افزایش نیاز متابولیک بدن نیست بلکه بیشتر یک فعالیتی است از روی عادت که به علت افزایش قابل ملاحظه فعالیت عضلات قفسه صدری و همچنین تراکم هوا در زیر مدخل حنجره می باشد . از آنجاییکه شرایط مذکور فعالیت تنفسی را موجب می شوند . افزایش تبادلات هوا در حین صحبت کردن چیز غیر منتظره و شگفت آوری نخواهد بود لیکن چگونگی انجام این افزایش ریتم تنفسی در خلال گفتار جالب توجه می باشد . یعنی فقط هنگام سخن گفتن است که تنفسی آرام ولی متناوب اتقاق می افتد این حالت در هیچ وضعیت دیگری ملاحظه نمی شود مثلا  ریتم تنفس بطور جدی کاهش می یابد بدین نحو که دم به آرامی تشدیده شده و در مرحله بازدم هوای بلعیده شده بسیار به آهستگی بیرون رانده می شود هنگام سخن گفتن جهت تطابق تنفسی شخص تحمل زیادی از خود بروز می دهد یعنی چنانچه در حالت عادی شخص بخواهد ریتم تنفسی خود را تغییر دهد . در مدت کوتاهی علائم پاتولوژیکی مانند سرگیجه - حواس پرتی - سردرد - خستگی و سایر علائم مرضی در شخص ظاهر می شود درصورتی که هنگام سخن گفتن که ریتم تنفس و کیفیت آن تغییر می کند . در صورتی که یک کودک سه ساله ممکن است ساعتها بدون انقطا صحبت کند و هیچ آموزش و آمادگی قبلی جهت تطابق تنفسی نیز لازم نباشد . این چنین تطابق تنفسی پایدار هنگام سخن گفتن بایستی زیر نظر سیستم مرکزی اعصاب باشد تا از طریق نفوذ بر روی سیستم اتونوم که رشته های عصبی مختلفی به جشم کاروتید می فرستد صورت پذیرد .

سیستم حسی یا هشدار دهنده گفتار :

سیستم های دستگاه گفتار مسئولیت اساسی آنها کنترل خود بخودی آنچه بیان شده و همچنین چگونگی وقوع سمبل های گفتاری با استفاده از سیستم هشدار دهنده است تا در هر لحظه خطای احتمالی سمبلهای کلامی گفتاری را تصحیح نماید . اثر کنترلی و هشداری این سیستم شامل جنبه های آوایی - تلفظی - سرعت و ریتم پروسه گفتار نیز می شود . در حقیقت نتیجه عملکرد آن درک گفتاری درونی شخص است . این سیستم فونکسیون خود را از طریق دو مدار عمده فید بکی حس سطحی و حس عمقی و یک مدار جبرانی حس بینایی اعمال می کند . سیستم حس سطحی یا اکستروسپتیو شامل فیدبک شنوایی و فیدبک لمسی است و سیستم حسی عمقی یا پروپریوسپتیو شامل اجسام گلژی و یا چینی است که در ضخامت اوتار عضلات و مفاصل به عنوان سوپاپ اطمینان از کشش و فشار بیش از حد به آنان جلوگیری می کند . مدار جبرانی بینایی که عمدتا جنبه درمانی داشته و توسط متخصص گفتار درمان از آن استفاده می شود . عضو محیطی مسیر عصبی و مراکز تلفیقی مربوط به حس شنوایی و بینایی را در بخش های مربوط به تفصیل بیان شده و اینک به شرح کنترل فیدبکی حس لمس سطحی و عمقی می پردازیم .

منابع حسی مربوط به تولید گفتار :

گیرنده های حسی که به گفتار مربوط هستند عمدتا در حفره دهانی و سیستم تنفسی پراکنده اند و بر حسب اینکه عامل تحریکی آنان مکانیکی یا شیمیایی باشد به دو گروه گیرنده های مکانیکی و شیمیایی تقیسم می شوند :

الف - گیرنده های مکانیکی یا مکانورسپتورها که با انواع مختلفی از محرکهای مکانیکی که در اثر تماس زبان باکام و دندانها و یا حفره حقیقی دهان به دست آمده  و موجب شده یک جریان دیپلاریزاسیون در طول فیبرهای عصبی می شود پاسخ می دهند .

ب - گیرنده های شیمیایی یا کمورسپتورها که مربوط به حس چشایی می شوند در کنترل گفتار نقش زیادی ندارند . به عبارت دیگر حس عمومی حفره دهانی عمدتا از طریق الگو و شدت تحریک عصب حسی تامین می گردد نه از راه تحریک گیرنده های حس ویژ ه - بیشتر مخاط دهانی و خصوصا سطح زبان توسط انواع مختلفی از گیرنده های مکانیکی تامین می شود . این گیرنده ها ممکن است بصورت انشعابات آواد و یا کپسول دار با جسمک های مختلف باشند . که در این تقیسم بندی بیشتر جنبه عملکردی آنها در کنترل حس گفتار مد نظر می باشد . انشعابات آزاد و مخصوصا آنهایی که سطحی تر واقع شده اند بیشتر مسئول حس عمومی اند . اما انتهای کپسول دار تخصصی تر بوده و از طرافت بیشتری برخوردار ند . انشعابات آزاد که به صورت فیلامنت های ظریف از یک فیبر عصبی منشعب می شوند بر روی مناطق مجاور که به انتهای یک فیبر عصبی دیگر مربوط است . انتهای کپسول دار ممکن است مسئول دریافت درجات مختلفی از حس فشار باشند و احتمالا نقش مهمی در هماهنگی حسی حرکتی مربوط به گفتار دارند . گیرنده های مکانیکی دارای انواع مختلف  بوده که در عضلات مربوط به گفتار کپسول مفصلی تمپورومندیبولار و رباط دور دهانی پراکنده اند . گیرنده هایی که در رباط دور دندانی قرار گرفته اند نیز به عنوان گیرنده های پریودنتال معروفند که به صورت فیلامنت های ظریف بوده و مسئول لمس مختصر می باشند . این گیرنده ها در کنترل میودینامیکی گفتار نقش مهمی دارند .

گیرنده های دوک عضلانی در تمامی عضلاتی که به نحوی به گفتار مربوط می شوند از جمله عضلات حلق نیز پراکنده اند و گفته می شود که با عضلات مربوط به اندامها و عضلات تثبیت کننده پوسچر بدن دارای یکنوع فعالیت رفلکسی کششی می باشند . از این جهت گیرنده های دوک عضلانی مانند گیرنده های پریوونتال در کنترل میودینامیکی گفتار نقش مهمی دارند .

1-  انشعابات اولیه که معمولا به هر فیبر عضلانی یک انشعاب نوع اول وصل می شود این انشعابات که در قسمت مرکزی فیبر قرار داشته و معمولا بدور هر دو نوع فیبر عضلانی نوع اول و دوم بصورت مارپیچ حلقه می زند قطر آنها زیادتر بوده و قدرت هدایت عصبی آنها نیز بیشتر است .

2- انشعابات ثانویه این انشعابات عصبی معمولا به بیش از یک فیبر عضلانی متصل می شوند و اغلب بدور فیبرهای عضلانی نوع دوم می پیچند علیرغم اینکه بدور فیبرهای عضلانی نوع اول تابیده شده اند !

بر اثر وضعیت آناتومیکی انشعابات اولیه عصبی که در قسمت مرکزی یا غیر انقباضی فیبرعضلانی استقرار یافته اند . همچنین این انشعابات بیشتر به درجه کشش مرکزی و تغییرات کششی مربوط می شود . این دو نوع پاسخ استاتیکی و دینامیکی انشعابات نوع اول رل مهمی در کنترل تولید گفتار دارند . انشعابات ثانویه نیز همین نقش را با درجه کمتری دارند . ضمنا انشعاب دیگری از طریق یک نورون رابط به سمت عضلات آنتاگوئیست می رود . اظهار نظر شده است که در یک چنین قوس رفلکسی نیز از طریق اعصاب مغزی بطرف عضلات مسئول گفتار روانه می شود .این چین فعالیت رفلکسی به صورت اتوماتیک در مراکز پایین هماهنگ کننده مغزی یعنی مخچه صورت می گیرد . به علت اینکه ایمپالسهای اولیه از طریق فیبرهای قطور با سرعت هدایت سریع و تک سیناپسی به سمت نورون محرکه هدایت می شوند . قوس رفلکسی بسیار سریع عمل می کند . لذا چنین سرعت عملی برای کنترل حرکات سریع در تولید گفتار بسیار مهم می باشد .

توزیع منابع حسی د رحفره دهانی :

 مطالعات نشان داده که گیرنده های حسی که راجع به آنها مطالبی بیان شده بطور یکنواختی د رحفره دهانی پخش نشده اند به عبارت دیگر از میزان توزیع گیرنده های حسی بخصوص لمس هر چه به عقب دهان پیش می رود کاسته می گردد. نوک زبان دارای بیشترین مقدار گیرنده های  حسی اعم از لمس و فشار می باشد در ضمن توزیع دوکهای عضلانی در قسمتهای مختلف عضلات زبان نیز به یک اندازه نیست . همچنین در قسمت میانی و ثلث قدامی عضله طولی فوقانی زنان دوکهای بیشتری وجود دارد . و در قسمت میانی نزدیک به خط طرفی عضلات عرضی زبان دوکهای زیادتری ملاحظه می شود . به عبارت دیگر قسمتهایی از عضلات مربوط به گفتار که نقش بیشتری  در ادای اصوات ظریف و تلفظات پیچیده مانند حرف ( س ) دارند دارای دوک عضلانی بیشتری می باشند . ضمنا دو سوم قدامی زبان در تلفیق دو حس لمس سطحی و عمقی از اهمیت ویژه ای برخوردارند . در تحقیقاتی که در اثر تحریک الکتریکی قشر مغز صورت گرفته دیده شده است که انتهای قدامی زبان و لب دچار انقباضاتی شبیه به انقباضات گفتاری شده است . لیکن در نیمه خلفی حفره دهانی چنین اتفاقی پیش نیامده و این قاعدتا بدلیل تامین حسی بیشتر است که نقش قسمت قدامی حفره دهانی را کنترل حرکات ظریف و تلفظ کلمات پیچیده ممکن می سازد .

هماهنگی حسی حرکتی :

اهمیت کنترل فیدبک حس در تولید گفتار :

این مطلب قابل توجه است که سیستم عصبی مرکزی چگونه از طریق سیستم حسی - حرکات را کنترل می نماید . در واقع هنوز بطور کامل اهمیت اثر فیدبکی بخش حسی برای کنترل و هماهنگی سیستم حرکتی شناخته نشده است . اما محققان نشان داده اند که یک ارتباط تنگاتنگ بین ایمپالسهای وارده از طریق فیبرهای حرکتی و پاسخهای مناسب و مساوی از محیط وجود دارد و به این صورت نیز منابع حسی یک اطلاعات مستمر از وضعیت و سرعت سیر ایمپالسها در ارگانهای صوتی را در اختیار سیستم عصبی مرکزی قرار داده و آنرا قادر به تلفیق اطلاعات وارده از گیرنده های مختلف عضو گفتاری میسازند .

انواع مختلف سیستم فیدبکی در گفتار :

دو مدار عمده سیستم فیدبکی حسی در گفتار وجود دارد یکی سیستم حس سطحی یا اکستروسپتیو و دیگر ی سیستم حس عمقی یا پروپریوسپتیو که هر دو در کنترل میو دینامیکی گفتار دخالت موثری دارند . بخش اول یعنی اکستروسپتیو شامل فیدبک شنوایی و فیدبک لمسی است . فیدبک شنوایی توسط ارتعاش هوا و انتقال آن از طریق استخوانچه های گوش و تبدیل آن به ایمپالسهای شنوایی است و فیدبک حسی نیز از طریق برخورد زبان با کام تامین می شود . بخش دوم مدار یعنی سیستم حسی عمقی از طریق کنترل میزان فشار در گیرنده های واقع در دوک عضلات و مفاصل مربوط سیستم گفتار اطلاعات را مخابره می کند .

سیستم لمس :

 گیرنده های موجود در مدار لمسی آنطور که بیان شد شامل انشعابات آزاد و کپسول دار فیبرهای حسی است که در حفره دهانی پراکنده اند و عمدتا از طریق اعصاب مغزی انتقال می یابد و قبل از رسیدن به قشر مغز در طول تنه دماغی سیناپسهایی در مسیر آنها وجود دارد . اضافه بر سیستم قشری بیشتر الیاف آوران از حفره دهانی به طرف مخچه سرازیر می شوند که احتمالا مخچه را در عمل هماهنگی و کنترل سیستم حسی گفتار سهیم می سازند .

سیستم حس عمقی :

اعضای گیرنده ای که در سیستم صوتی مسئول عمل فیدبکی حس عمقی هستند د ردوک عضلات و مفاصل مربوط به گفتار مستقر بوده و نوع  بخصوصی از جسمک بنام گلژی می باشند این گیرنده ها به عنوان یک سوپاپ اطمینان از کشش بیش از حد عضلات جلوگیری می کنند . فعالیت فیوز موتور صادره از قشر مغز نقش مهمی در کنترل میودینامیکی گفتار دارد و این اثر را از طریق تامین یک طول مناسب بطور انعکاسی برای عضلات مسئول گفتار بدون توجه به حالتهای موضعی آنها اعمال می کند .

 اهمیت ارتباط فیدبکهای مختلف در تولید گفتار :

بعضی از فیدبکها از دیگر ی دارای اهمیت بیشتری هستند به عنوان مثال شنوایی از سایر زنجیره های فیدبکی مربوط به گفتار مانند حس عمقی و سطحی لمس مهمتر است در مورد نقش سایر سیستمها ی  فیدبکی گفتار نیز تحقیقاتی شده است . در یک آزمایش بطور موقت توسط بی حس کنندهای موضعی مسیر شاخه مندیبولار عصب تریجمینال را بی حس نموده و بدین طریق حس قسمت عمده حفره دهانی  و دو سوم قدامی زبان مختل می شود . د رضمن با اعمال اصواتی با دامنه بسیار بالا فیدبک شنوایی را نیز از کار می اندازند در نتیجه در اثر مسدود شدن کانال فیدبک لمس تغییرات فاحشی در آرتیکولاسیون یا تولید گفتار ایجاد می شود خصوصا در مورد اصوات فشار ی مثل س  یا ز  از کار انداختن فیدبک شنوایی نیز عموما باعث تغییراتی در شدت صوت فشار هوای حفره دهانی دیوریشن یا زمان تولید صوت و همچنین فرکانسهای اصلی می شود .

نتیجه اینکه گر چه ممکن است بعضی از فیدبکها از دیگری مهمتر باشد اما بهتر است بگوییم که اهمیت هر یک از فیدبکهای حسی بستگی به نوع آرتیکولاسیون دارد مثلا در تولید اصواتی که احتیاج به تماس عناصر تولید ی گفتار مثل تماس زبان با کام یا زبان با استخوا ن آلوئولار یا لثه دارد فیدبک لمسی دارای اهمیت بیشتری است و یا در مورد ایجاد اصواتی که در آنها عناصر تولید ی گفتار با هم در تماس نیستند ممکن است فیدبکهای شنوایی و یا پروپرسپتیو بیشتر مورد استفاده قرار گیرند .

پیش تنظیمی یا نقش منابع حسی د رپیشگیری از خطای تولید گفتار :

 سیستم اعصاب شخصی که در حال سخن گفتن است مرتبا می بایستی از مکانیزمهای فیدبی مختلف باتمام ظرفیت استفاده کند که به نحو مناسب به سرعت و بطور دائم درستی و صحت انجام تلفظات خواسته شده و آنچه دارد بیان می شود - رخ می دهد - یک سیستم هشدار دهنده به سرعت جهت تصحیح عمل میودینامیکی وارد کارد شده تا خطا یا لغزش زبان را جبران کند . ارتباطات و اقدامات عصبی مربوط به این اعمال قبل از انجام آنها  به جریان می افتد . زمانی که شخص در حال بیان مطلبی است که مکانیزم آن  از پیش تهیه شده لیکن سیستم هشدار دهنده مراکز فوقانی قادر به کنترل خطای احتمالی تلفظات ناخواسته نیست و به جای آن سعی دارد از حرکات شلاقی یا تاکیدی دستها  به منظور تسهیل و تصحیح گفتار خویش استفاده نماید . تمامی این حرکات از شروع تا اتمام زمان کمتری نسبت به تحریکات لمس و حس عمقی صرف می کند . ارتباط عصبی منابع حسی نیز مانند آنچه در مورد منابع حرکتی بیان شد از قبل در تنظیم پروسه گفتار نقش دارند .این چنین مدار پیش تنظیمی نه تنها در سهولت هشدار دهنده دخالت دارد بلکه توسط آن سیکل بسته کنترل فیدبکی حسی نیز تسهیل می شود . این سیکل مسدود همچنین می تواند توسط عمل گیرنده های دوک عضلانی نیز تسهیل شود . چنین دخالتی از سوی گیرنده های دوک عضلانی یا ماسل اسپیندل ها سیستم مرکزی اعصاب را قادر می سازد بدون اینکه منتظر رسیدن یا بازگشت پیامها و اطلاعاتی از سیستم حسی باشد کنترل حرکات مربوط به گفتار را تثبیت می نماید .


مختصری در باره پيشينه گفتار درمانی در ايران
در سال 1352 همزمان با تأسيس مدرسه عالی توانبخشی ، آموزش رسمی گفتار درمانی در ايران آغاز شد، که بعد از انقلاب اسلامی تحت نظر دانشگاه علوم پزشکی ايران قرار گرفت.
در سال 1374 انجمن گفتار درمانی تاسيس شد و رسما فعاليت خود را در زمينه های علمی وصنفی آغاز  کرد.
در سال 1372 ، دانشگاه علوم بهزيستی و توانبخشی تاسيس شد و به پذيرش دانشجويان گفتار درمانی پرداخت. در سال 1372 ، دانشگاه علوم پزشکی سمنان , دانشگاه علوم پرشکی تهران و در سال 1374 , دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ،در سال 1383 دانشگاه علوم پزشکی اهواز  نيز به جمع دانشگاههائی پيوستند که پذيرای داوطلبين  تحصيل در رشته گفتار درمانی  هستند.
در سال 1382 ، استقلال حرفه ای فارغ التحصيلان گفتار درمانی رسما پذيرفته شد و امکان تاسیس دفاتر گفتار درمانی به صورت خصوصی فراهم شد. پيش از اين فارغ التحصيلان اين رشته فقط می توانستند در مراکز دولتی شامل بيمارستانها ، درمانگاهها ، مراکز مختلف بهزيستی ، مدارس استسنائی و نيز به صورت ويزيت بيماران در منزل مشغول به کار شدند.
در سال جاری (1382) ، اتفاق مهم ديگری نيز افتاد و آن اينکه دوره دکترای گفتار درمانی به تصويب رسيد و از سال 1387 اولین دوره دانشجویان دکتری تحصیل در این مقطع را اغاز کردند.
دیباچه گفتاردرمانی 

رشته‌ گفتار درمانی‌ یکی‌ از زیر مجموعه‌های‌ علوم‌ توانبخشی‌ است‌ و هدف‌ آن‌ یاری‌ رساندن‌ به‌ افرادی‌ است‌ که‌ دچار اختلالات‌ گفتاری‌ و زبانی‌ هستند که‌ این‌ کمک‌ شامل‌ موارد زیر می‌شود:
کمک‌ به‌ افرادی‌ که‌ اختلالات‌ تلفظی‌ دارند، بیمارانی‌ که‌ اختلال‌ در صوت‌ دارند، بیمارانی‌ که‌ دچار آسیب‌های‌ مغزی‌ شده‌اند ( قدرت‌ سخن‌ گفتن‌ نداشته‌ یا بی‌ربط‌ سخن‌ می‌گویند)، یاری‌ کردن‌ ناشنوایان‌ برای‌ برقراری‌ ارتباط‌ کلامی‌، کمک‌ به‌ طیف‌ گسترده‌ای‌ از عقب‌ماندگان‌ ذهنی‌ برای‌ برقراری‌ ارتباط‌ کلامی‌، توصیه‌ و مشاوره‌ به‌ افراد جامعه‌.این دسته از متخصصان در وهله اول آسیب‌هایی را که توسط عامل ژنتیکی یا اکتسابی به گفتار و زبان وارد شده تشخیص می‌دهند و در وهله دوم به ارزیابی میزان آسیب‌دیدگی و علت آن می‌پردازند و سپس مرحله درمان را شروع می‌کنند.برای مثال امکان دارد که به علت سکته مغزی، تصادف یا اصابت ترکش، اختلالی در حوزه زبان فرد ایجاد شود که این اختلال می‌تواند به صورت بی‌ربط صحبت کردن یا ناتوانی در سخن گفتن بروز کند.

یا اینکه امکان دارد مشکل در حوزه گفتار باشد؛ یعنی در تولید گفتار و یا روانی گفتار اختلالی به وجود بیاید. برای مثال کودکی که صدای "ر" را "ل" تلفظ می‌کند دارای اختلال در تولید گفتار است و همچنین فردی که در طول یک دقیقه به جای 4 جمله (به طور متوسط) یک جمله را گفته و یا برعکس 10 جمله را بیان می‌کند، دچار اختلال در روانی گفتار است و بالاخره امکان دارد تارهای صوتی به دلایل مختلف آسیب ببینند که موجب خراب شدن کیفیت صوت می‌شود. در تمام موارد فوق یک گفتار درمان سعی می‌کند که به شیوه‌های غیرپزشکی و بدون استفاده از دارو، آسیب ایجاد شده را درمان کند اما طول درمان و نحوه درمان متفاوت خواهد بود؛ یعنی آسیب‌های حوزه زبان چون به سیستم عصب مرکزی در مغز برمی‌گردد، طولانی‌تر و دشوارتر است اما درمان اختلاف حوزه گفتار آسان‌تر و سریع‌تر می‌باشد.

توانایی‌های‌ لازم :
صبور بودن‌ مهمترین‌ ویژگی‌ لازم‌ برای‌ یک‌ گفتار درمانگر است‌. چرا که‌ بعضی‌ از بیماران‌ به‌ کندی‌ پیشرفت‌ می‌کنند. همچنین‌ متخصص‌ این‌ رشته‌ باید انعطاف‌پذیر باشد. برای‌ این‌ که‌ در این‌ کار تنوع‌ مراجعه‌کنندگان‌ بسیار زیاد است‌؛ یعنی مراجعین‌ می‌توانند یک‌ بچه‌ 2 ساله‌ تا یک‌ فرد 90 ساله‌ باشند که‌ بدون‌ شک‌ هریک‌ روحیات‌ و ویژگی‌های‌ خاص‌ خود را دارند. دانشجوی‌ موفق‌ این‌ رشته‌ کسی‌ است‌ که‌ به‌ زبان‌ انگلیسی‌ و دانش‌ کامپیوتر مسلط‌ باشد. همین‌طور بهتر است‌ با لهجه‌های‌ مختلف‌ آشنایی‌ داشته‌ باشد چون‌ ممکن‌ است‌ ناشنوایی‌ به‌ او مراجعه‌ کند که‌ در یک‌ محیط‌ تُرک‌ یا کُرد زبان‌ زندگی‌ کرده‌ است‌.

موقعیت‌ شغلی‌ در ایران‌ :یک‌ گفتار درمانگر می‌تواند به‌ قاریان‌ قرآن‌، مداحان‌، خواننده‌ها، گویندگان‌ صدا و سیما، دوبلورها و در کل‌ افرادی‌ که‌ از صوت‌ خود به‌ صورت‌ حرفه‌ای‌ استفاده‌ می‌کنند، آموزش‌ دهد که‌ چگونه‌ سخن‌ بگویند یا از صوت‌ خود استفاده‌ کنند تا مشکلی‌ برایشان‌ به‌ وجود نیاید. این‌ رشته‌ برای‌ جوانان‌ کنجکاو که‌ به‌ دنبال‌ کشف‌ ناشناخته‌ها می‌باشند و می‌خواهند در زمینه‌ تحصیلی‌شان‌ حرف‌ اول‌ را بزنند، رشته‌ بکری‌ است‌ و زمینه‌های‌ ناشناخته‌ زیادی‌ دارد. یک‌ گفتار درمانگر می‌تواند در درمانگاه‌ها و مراکز بهداشت‌، مراکز ویژه‌ توانبخشی‌ و مراکز آموزش‌ و پرورش‌ استثنایی‌ فعالیت‌ بکند چون‌ قسمت‌ عمده‌ کار در ارتباط‌ با ناشنواها و کم‌شنواها است‌.

درس‌های‌ این‌ رشته‌ در طول‌ تحصیل‌ :

دروس‌ پایه‌ و اصلی‌:فیزیک‌ صوت‌، آناتومی‌ و فیزیولوژی‌ عمومی‌، آناتومی‌ و فیزیولوژی‌ مکانیزم‌ گفتار، آناتومی‌ و فیزیولوژی‌ اعصاب‌ و رابطه‌ با گفتار، روانشناسی‌ کودک‌ و نوجوان‌، روانپزشکی‌ کودک‌ و نوجوان‌، روانشناسی‌ یادگیری‌، رشد روانی‌ حرکتی‌، عقب‌ماندگی‌ ذهنی‌، بازی‌ درمانی‌، سنجش‌ شنوایی‌، مبانی‌ شنوایی‌ سنجی‌، زبان‌ تخصصی‌، کمک‌های‌ اولیه‌، زبان‌شناسی‌، آواشناسی‌، روانشناسی‌ زبان‌، اصول‌ و متون‌ مشاوره‌، اصطلاحات‌ پزشکی‌، روش‌ تحقیق‌، ژنتیک‌ پزشکی‌، بافت‌شناسی‌ و آسیب‌شناسی‌، بیماری‌های‌ گوش‌ و حلق‌ و بینی‌ ، کاربرد جراحی‌ در گفتار درمانی‌، بیماری‌های‌ اعصاب‌ در رابطه‌ با گفتار، ارتودنسی‌ در رابطه‌ با گفتار، اصول‌ توانبخشی‌.

دروس‌ تخصصی :مبانی‌ گفتار درمانی‌، رشد طبیعی‌ گفتار و زبان‌، بیماری‌شناسی‌ تأخیر رشد گفتار و زبان‌، بیماری‌شناسی‌ اختلال‌ در تولید گفتار، مدیریت‌ در گفتار درمانی‌، بیماری‌شناسی‌ اختلال‌ در صوت‌، بیماری‌شناسی‌ اختلال‌ در تشدید، بیماری‌شناسی‌ اختلال‌ در خواندن‌، ارزیابی‌ و تشخیص‌ افتراقی‌ در بیماری‌شناسی‌ گفتار و زبان‌، پروژه‌ و پژوهش‌، کارآموزی‌ بالینی‌.

معرفی علم ژنتیک

ژنتیک بخشی از دانش زیست‌شناسی است که به وراثت و تفاوتهای جانداران می‌پردازد.

 اطلاعات اولیه علم ژنتیک یکی از شاخه‌های علوم زیستی است. بوسیله قوانین و مفاهیم موجود در این علم می‌توانیم به تشابه یا عدم تشابه دو موجود نسبت به یکدیگر پی ببریم و بدانیم که چطور و چرا چنین تشابه و یا عدم تشابه در داخل یک جامعه گیاهی و یا جامعه جانوری ، بوجود آمده است. علم ژنتیک علم انتقال اطلاعات بیولوژیکی از یک سلول به سلول دیگر ، از والد به نوزاد و بنابراین از یک نسل به نسل بعد است. ژنتیک با چگونگی این انتقالات که مبنای اختلالات و تشابهات موجود در ارگانیسم‌هاست، سروکار دارد. علم ژنتیک در مورد سرشت فیزیکی و شیمیایی این اطلاعات نیز صحبت می‌کند.

 تاریخچه ژنتیک علم زیست شناسی ، هرچند به صورت توصیفی از قدیمی‌ترین علومی بوده که بشر به آن توجه داشته است. اما از حدود یک قرن پیش این علم وارد مرحله جدیدی شد که بعدا آن را ژنتیک نامیده‌اند و این امر انقلابی در علم زیست شناسی بوجود آورد. در قرن هجدهم ، عده‌ای از پژوهشگران بر آن شدند که نحوه انتقال صفات ارثی را از نسلی به نسل دیگر بررسی کنند. ولی به دو دلیل مهم که یکی عدم انتخاب صفات مناسب و دیگری نداشتن اطلاعات کافی در زمینه ریاضیات بود، به نتیجه‌ای نرسیدند.

اولین کسی که توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را شناسایی کند، کشیشی اتریشی به نام گریگور مندل بود که در سال 1865 این قوانین را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، ارائه کرد. اما متاسفانه جامعه علمی آن دوران به دیدگاهها و کشفیات او اهمیت چندانی نداد و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. در سال 1900 میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل ، توسط درویس ، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود.

در سال 1953 با کشف ساختمان جایگاه ژنها از سوی جیمز واتسون و فرانسیس کریک ، رشته‌ای جدید در علم زیست شناسی بوجود آمد که زیست شناسی ملکولی نام گرفت . با حدود گذشت یک قرن از کشفیات مندل در خلال سالهای 1971 و 1973 در رشته زیست شناسی ملکولی و ژنتیک که اولی به بررسی ساختمان و مکانیسم عمل ژنها و دومی به بررسی بیماریهای ژنتیک و پیدا کردن درمانی برای آنها می‌پرداخت ، ادغام شدند و رشته‌ای به نام مهندسی ژنتیک را بوجود آوردند که طی اندک زمانی توانست رشته‌های مختلفی اعم از پزشکی ، صنعت و کشاورزی را تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

 علم ژنتیک ژنتیک را می‌توان به سه گروه تقسیم بندی کرد.

ژنتیک پایه ژنتیک

پزشکی و انسانی

ژنتیک مولکولی

موضوعات مورد بحث در ژنتیک پایه

 ژنتیک مندلی ژنتیک مندلی یا کروموزومی بخشی از ژنتیک امروزی است که از توارث ژنهای موجود در روی کروموزوم‌ها بحث می‌کند، اما برعکس در ژنتیک غیر مندلی که به ژنتیک غیر کروموزومی نیز معروف است، توارث مواد ژنتیکی موجود در کلروپلاست و میتوکندری ، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

تغییرات نسبتهای مندلی نسبتهای فنوتیپی مندلی در مونوهیبریدها (3:1) ، تحت تاثیر عوامل متعددی چون غالبیت ناقص ، هم بارزی ، ژنهای کشنده ، نافذ بودن و قدرت تظاهر یک ژن و چند آللی قرار می‌گیرد که نسبتهای مندلی را تغییر می‌دهد.

احتمالات آشنایی با قوانین علم احتمالات ، از نظر درک چگونگی انجام پدپده‌های ژنتیکی ، پیش بینی فنوتیپی ، نتایج حاصله از یک آمیزش و برآورد انطباق نسبت فنوتیپی نسل اول و دوم ، با یکی از مکانیزمهای ژنتیکی دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای می‌باشد.

پیوستگی ژنها پدیده پیوستگی ژنها (Linkage) بوسیله سوتون ، در سال 1903 ، عنوان گردید. سوتون با بیان اینکه کروموزوم‌ها حامل عوامل ارثی (ژنها) هستند، روشن نمود که تعداد ژنها به مراتب بیشتر از تعداد کروموزوم‌ها بوده و بنابراین هر کروموزوم ، می‌تواند حامل ژنهای متعددی باشد.

جهش ژنی موتاسیون ژنی را در اصل ، بدن توجه به تغییرات ماده ژنتیکی ، برای بیان تغییرات فنوتیپی در جانوران یا گیاهان نیز بکار برده‌اند و بدان مناسبت ، موجودی که فنوتیپ آن در نتیجه موتاسیون تغییر می‌کند را موتان می‌گویند.

رشته دامپزشکی

دامپزشکی

مقدمه

علم دامپزشكی با عبور انسان نخستین از حالت شكارچی به كشاورز متولدشد.همزمان با رواج اهلی كردن حیوانات , دامپزشكی اهمیت بیشتری یافت.دامپزشكان نیز همانند پزشكان از زمان های بسیار طولانی مورد احترام مردم قرار داشتند.در لوح حمورابی (2200 سال قبل از میلاد) ارزش كار فردی كه به معالجه ی گاو وسایر حیوانات می پرداخته تعیین نموده است.بعد از سقوط امپراطوری روم و تا حدود قرن سیزدهم میلادی , اسناد كلی راجع به دامپزشكی وجود دارد. در قرون وسطی و اعراب اطلاعاتی را در مورد دامپزشكی از هند و ایران كسب نمودند. كلود بورگلا (1779 – 1702 ) مطالعات فراوانی بر روی اسب انجام داد و دائره المعارف جالبی راجع به آن به رشته ی تحریر در آورد. بورگلا باهمكاری آلمبرت , مالشرب , ولتر , دیدرو و تورگو اولین مدرسه ی دامپزشكی را در شهر لیون فرانسه تاسیس نمودند.با موافقت لوئی پانزدهم ,شورای دولتی پادشاهی قانون تاسیس مدارس دامپزشكی را در تاریخ 4 اوت 1761 تصویب نمود و در تاریخ 10 ژانویه 1762 اولین مدرسه ی دامپزشكی در دنیا افتتاح شد.در سال 1766 مدرسه دامپزشكی دیگری در مزون آلفورت ( پاریس ) تاسیس شد. سپس تا قبل از سال 1800 به طور متوالی مدارس دامپزشكی در وین , تورین , كپنهاك , پادوآ , هانور , لایپزیك , بولونیا , ناپل , برلین , مونیخ , میلان , لندن و مادرید تاسیس شدند.دامپزشكی همگام با پزشكی پیشرفت نموده و روش ها و تكنیك های مورد استفاده خود را به صورت مشترك با آن به دست آورده است.دامپزشكی در واقع در تقاطع راه پزشكی و كشاورزی قرار گرفته و در روابط میان انسان و حیوان نقش مهمی را ایفا می كند.

دامپزشکی

معرفی و کاربرد

دامپزشكی‌ علم‌ شناخت‌ بیماری های‌ دامی‌ اعم‌ از بیماری های‌ مشترك‌ بین‌ انسان‌ و حیوان‌ یا بیماری های‌ خاص‌ دام‌، پیشگیری‌ از بیماری ها و همچنین‌ علم‌ تغذیه‌  انسان‌ و دام‌ می‌باشد.

 بنا بر تعریف‌ سازمان‌ بهداشت‌ جهانی‌ هدف‌ نهایی‌ دامپزشكی‌ درمان‌ حیوانات‌ نیست‌ بلكه‌ دقیقاً تأمین‌ مواد غذایی‌ و بهداشت‌ انسان‌ می‌باشد زیرا با واكسیناسیون‌ دام ها می‌توان‌ از مرگ‌ و میر آنها جلوگیری‌ كرد و بر میزان‌ فرآورده‌های‌ دامی‌ افزود و در نتیجه‌ مواد پروتئینی‌ سالم‌ در جیره‌ ی غذایی‌

انسان ها گنجانید.

دامپزشكى نه تنها از لحاظ اقتصادى قابل توجه است بلكه از نظرگاه سلامت انسان و بهداشت جامعه نیز مى توان به آن نگریست. از قضا این دیدگاه اخیر نیازمند توجه خاص از سوى متولیان این رشته است. زیرا بحث بیماری های مشترک بین انسان دام نه تنها از جنبه اقتصادی بلکه از جنبه ی سلامت نیز قابل اهمیت است.

نکاتی برای دانشجویان

دانشجویانی که وارد رشته دامپزشکی می شوند باید حدود 220 واحد درسی را در 6 سال بگذرانند، که این واحدها در سه مقطع متوالی علوم پایه ، پاتوبیولوژی و علوم درمانگاهی تدریس می شود، یعنی در آغاز دانشجو طی 2 سال علوم پایه را می گذراند و سپس در 2 سال بعد دروس پاتوبیولوژی شامل میکروبیولوژی ،آسیب شناسی ، انگل شناسی و بهداشت و کنترل مواد غذایی را مطالعه می کند و بالاخره وارد دوره علوم درمانگاهی می شود که این دوره خود شامل دو بخش دروس نظری و عملیاتی و بخش کارورزی می شود به همین دلیل دانشجوی این رشته در علوم پایه پزشکی بنیه ی علمی خوبی دارد و حتی در دوره های تخصصی ایمونولوژی، ویروس شناسی و... همپای فارغ االتحصیلان پزشکی شرکت کرده و موفق نیز می شوند.

دامپزشکی

دکتر خسروی استاد دامپزشکی دانشگاه تهران نیز در معرفی  این رشته می گوید:

" دامپزشکی علم شناخت بیماری های دامی اعم از بیماری های مشترک بین انسان و حیوان یا بیماری های خاص دام، پیشگیری از بیماری ها، معالجه بیمار یها و همچنین علم تغذیه ی انسان و دام می باشد.

از سوی دیگر در اکثر کشورها از جمله کشور ما، دامپزشکان در تحقیقات پایه پزشکی نقش مهمی دارند برای مثال دکتر "جی یانگ" عامل تب مالت انسان و سقط جنین دام ها را کشف کرد و نشان داد که استفاده از "توبرکولین" برای تشخیص سل در انسان وسیله بسیار خوبی است و یا "جی وامون" با کشف سرم ضد دیفتری جان میلیون ها کودک جهان را نجات داد.

این توانایی از آنجا نشأت می گیرد که از یک طرف کار با دام محدودیت های کار با انسان را ندارد یعنی می شود بر روی تعداد زیادی از حیوان با وجود احتمال بیماری یا مرگ آزمایش نمود، کاری که در علوم میکروبیولوژی، فارموکولوژی و فیزیولوژی انجام می گیرد. و از سوی دیگر یک دامپزشک دید وسیع تری درباره ی حیوانات دارد و می تواند به روی حیوانات مختلف تحقیق بکند."

دکتر اسلامی یکی دیگر از اساتید دامپزشکی دانشگاه تهران نیزدر معرفی این علم می گوید :

چند سال پیش در نشریه سازمان بهداشت جهانی آمده بود که "هدف نهایی دامپزشکی درمان حیوانات نیست بلکه دقیقا تأمین مواد غذایی و بهداشت می باشد."

چرا که با واکسیناسیون دامها می توان از مرگ و میر آنها جلوگیری کرد و برمیزان فراورده های دامی افزود و در نتیجه مواد پروتئینی لازم برای جیره غذایی انسانی را تأمین نمود. موادی که مقاومت انسانها بخصوص کودکان را در مقابل کلیه بیماریها، افزایش می دهد و نه تنها باعث کاهش قابل ملاحظه هزینه های درمانی می شود، بلکه جامعه ای سالم و فعال به وجود خواهد آورد. از سوی دیگر دامپزشکی در پیشگیری از بیماری های مشترک بین حیوانات و انسان نقش بسیار مهمی دارد، بیماری هایی که می تواند بهداشت عمومی یک جامعه را به خطر بیندازد.

دامپزشکی

دامپزشکی در ایران

در سال 1290 هجری شمسی كه دولت ایران تصمیم گرفت تشكیلات ژاندارمری نوینی را پایه گذاری نماید از دولت سوئد عده ای كارشناس نظامی برای تاسیس ژاندارمری استخدام نمود كه به همراه افسران سوئدی دو نفر دكتر دامپزشك نیز بودند. این دو نفر افسر دامپزشك به اتفاق دامپزشكان اقدام به تاسیس مدرسه ی دامپزشكی برای تربیت كادر مورد احتیاج ارتش نمودند.

- در سال 1311 بنای دانشكده دامپزشكی ابتدا به صورت مدرسه و بعدا دانشكده گذارده شد . در ابتدای امر این دانشكده زیر نظر وزارت كشاورزی بود ولی بعد با اعزام تعداد قابل ملاحظه ای دانشجو به كشور فرانسه و مراجعت ایشان از وزارت كشاورزی منتزع گردید و ضمیمه دانشگاه تهران شد .

-در سال 1304 پس از همه گیری طاعون گاوی (اولین بار در سال 1295 همه گیری طاعون گاوی در شمال

و مركز ایران گزارش شده است) شیوع یافت و خسارات بسیاری را سبب شد و در نتیجه در وزارت كشاورزی

اداره ای به نام سازمان دفع آفات حیوانی ( كه بعدا به صورت سازمان دامپزشكی درآمد)تاسیس گردید .این

شعبه تحت نظارت مؤسسه ی پاستور ( وابسته به وزارت فوائد عامه)با 22نفر پرسنل شامل 14 نفركادر فنی و 8 نفر كادر خدماتی تشكیل و مسئولیت آن به عهده مرحوم دكتر عبداله حامدی گذاشته شد .

- در سال 1305 مؤسسه پاستور شعبه دفع آفات حیوانی به وزارت فلاحت منتقل شد.

دانشکده دامپزشکی

- در سال 1314 با توجه به ضرورت كنترل بیماری های مهلك دامی و نظارت بهداشتی دام و فرآورده های دامی قانون تفتیش صحت حیوانات به تصویب مجلس شورای ملی رسید و اداره ی كل دامپزشكی جایگزین مؤسسه ی دفع آفات حیوانی شد.

- در سال 1324 آئین نامه ی بازرسی مواد خوراكی مورد تصویب هیات وزیران قرار گرفت و مسئولیت مهمی به دامپزشكی محول گردید.

- در سال 1325 بنابر مصوبه هیئت دولت , بنگاه كل امور دام شامل دو اداره كل دامپروری و دامپزشكی تشكیل گردید. به موجب این مصوبه ادارات دامپزشكی در استانها و شهرستانها بخشی از ادارات كشاورزی استان گردید.

- در سال 1326 اختیارات محدودی به دامپزشكی استانها داده شد به طوری كه در هر اداره كشاورزی 2 معاونت ایجاد شد. یكی از این معاونت ها ویژه دامپزشكی در نظر گرفته شد. معاون دامپزشكی رئیس اداره دامپزشكی نیز بود و كلیه امور فنی و مالی در اختیار وی قرار داشت.

- درسال 1339 طی دستور وزیر كشاورزی كلیه ادارات دامپزشكی استانها مستقل و تحت نظارت مستقیم مدیر كل دامپزشكی كشور قرار گرفتند.

- بروز بیماری طاعون گاوی در سال 1348 و تلفات سنگین ناشی از آن و نقش حیاتی دامپزشكی در ریشه كنی آن و گسترش دامداری های صنعتی در كشور ، بازنگری در وظایف و تشكیلات دامپزشكی را اجتناب ناپذیر نمود.

- سرانجام با تلاش و پیگیری مسئولین در سال 1350 قانون سازمان دامپزشكی كشور مشتمل بر 21 ماده و یك تبصره به تصویب مجلس شورای ملی و مجلس سنا رسید.

- در سال 1367 شبكه های دامپزشكی استان ها دوباره تشكیل و زیر نظر سازمان مركزی قرار گرفتند . بنا بر دستور وزیر كشاورزی بودجه مستقل به ادارات دامپزشكی استان ها اختصاص یافت.

- در سال 1368 بنا بر تصویب مجلس شورای اسلامی ، سازمان دامپزشكی كشور و شبكه هادر استان ها از وزارت كشاورزی جدا و به وزارت جهاد سازندگی پیوست.

- در تشكیلات كنونی وزارت جهاد كشاورزی سازمان دامپزشكی كشور به عنوان سازمانی مستقل وابسته به آن وزارت شناخته شده و رئیس سازمان دامپزشكی كشور مستقیما تحت نظارت وزیر به انجام وظیفه می پردازد.در استان ها نیز ادارات كل دامپزشكی ودر شهرستان ها شبكه دامپزشكی به طورعمودی زیر نظر سازمان مركزی دامپزشكی وبه شكل افقی با سازمان جهاد كشاورزی و مدیریت جهاد كشاورزی شهرستان مرتبط می باشد.